تبليغاتX
بکوارد
بکوارد
                                       

  (مرغ در دامم ،مرا پروانه ی پرواز نیست*****در گلویم نغمه هست ورخصت آواز نیست)

گاهی کنار پنجره می ایستم وبه بیرون نگاه می کنم وپرنده ها و پروانه ها را که در حال پرواز

می بینم یه کم حس حسادت بهم دست میده که چرا من نمیتونم اینجوری آزاد ورها پرواز کنم؟

2 نوشته شده در  سه شنبه 1384/02/27ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط نفیس  | 

سلام.....

                     مامان جون خیلی دوست دارم                                                  

 

من ندیدم هیچکس را مهربانترز مادر در تمام زندگانی

شوم آسوده از هر رنج وقتی نگاهم میکند با مهربانی.

دیگه امتحانات هم از فردا شروع میشه و من سخت گرفتار درس خوندن هستم .شما هم درساتونو خوب بخونیداااااااا

2 نوشته شده در  سه شنبه 1384/02/20ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط نفیس  | 

درد دل
سلام بر همه دوستان.در این ۴سالی که رفتم مدرسه خیلی اتفا قها افتاده و خیلی چیزها دیده ام،ولی هیچ چیزی برام این همه ناراحت کننده نبوده، که اونم  مسئله ی فرق گذاشتن بین دانش آموزان است .آخه مگه همه باید بچه ی دکتر ،خلبان  باشند یا مامانشون دوست وهمشهری خانم معلم ؟نمی خوام بگم دوستش ندارم،آخه برامون زحمت کشیده ولی کاشکی اخلاقش هم بهتر از این بود. نه اینکه فکر کنید من تنها ازش دلگیرم ،اکثر بچه ها گله دارند.منم می تونم پز بدم که بابام چه کارست ولی ماجون گفت:بزار توی خماری بمونه ونمره به کار خودت بده نه به بابات.امروز دلم خواست یکم با شما درد ودل کنم.البته این هم که گفتم در باره ی معلم اصلی نیست و فقط ۲ساعت در هفته باهاش کلاس داریم،پیش خودمون باشه ها ؟باشه؟

2 نوشته شده در  شنبه 1384/02/17ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط نفیس  | 

سلام.من بازم اومدم ،امروز مسابقه داشتیم دیگه ، بین تمام مدرسه های بوشهری (دبستان)که فکر کنم حدود ۶۰ نفر میشدند من اول شدم و دوستم سودابه هم دوم و من از همینجا از مدیر شرکت که برامون جایزه خریده بودن(البته ۱ کیلو آسفالت نبوداااا)تشکر میکنم و همینطور از مربی عزیزم و سرپرست کمیته ی اسکیت و ماجونم که نماینده ی شرکت  بود و زحمت کشیدند تشکر میکنم اونم هوارتااااااااااااااااااا.انشا الله بتونم تمام این زحمتها رو جبران کنم.راستی بعضی ها شماره تلفن بانک رو ازم خواسته بودن میتونن از ۱۱۰ بپرسندآخه میگم پولدارها که وام نمیخواد بگیرن

 

البته این عکس از مسابقه ی امروز نیست و تابستان در ورزشگاه آزادی گرفتیم .

 

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1384/02/12ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط نفیس  | 

سلام ...اول از همه ی شما تشکر می کنم که  به خونه ی کوچیک من سر میزنید وواقعا من را خوش حال میکنید. بهم گفتن تنبل!من تنبل نیستم آخه من درس دارم و۲  کلاس ورزشی هم دارم که وقتی بر میگردم ،از بس خسته ام توی ماشین خوابم . در مورد ساختمان سازی هم که من آقای شهردار رو کاملامی شناسم ولی در مورد کار شهر داری  آشنایی ندارم پس پولم رو می خوام بزارمش توی بانک باباااااااااااااام.

هفته ی جدید که بیاد ۲تا خبر دارم ۱ـ روز معلم است که همه خبر دارید۲ـ برگذاری مسابقات اسکیت مدارس استان است که منم در این مسابقه شرکت میکنم  و بازم جایزه میگیرم ،اونم از یه شرکت خیلی خوب که مدیرش رو خیلی دوست میدارم  چون خیلی برامون زحمت میکشه . خوب دیگه حا لا به مناسبت روز معلم می خوام یک مطلبی را بنویسم.

عجب عالمی دارد عالم با صفای معلم***عجب مکتبی است مکتب با وفای معلم

چو ایزد بنامید خود را معلم***زبان کی تواند بگوید ثنای معلم؟

بود او چراغ خرد،رهنمای سعادت***بسی ره که روشن شده از صفای معلم

جهان زنده گردد ز نطق معلم***رسد گر به عالم صدای رسای معلم

جهان گر به پایش همه در(گوهر) بریزد***مشخص نگردد مقام و بهای معلم

بدین گفته ها گر به دل آشنایی***طلب کن ز حق گل ، بقای معلم

2 نوشته شده در  جمعه 1384/02/09ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط نفیس  |