تبليغاتX
بکوارد
بکوارد
عاقبت جایزه گرفته شد

     

سلام.اینم عکسی که موقع گرفتن جایزه از من گرفتن یه مقدار پول بهم دادن ولی نمیشه باهاش پیتزا فروشی زد فقط میشه ۴۰ نفر رو دعوت کرد برای خوردن پیتزا،اونم مینی پیتزا.(آخه اون دفعه ۴۰ نفر از تکواندو کارا رو دعوت کردم  اینقدر خرج شد)حالا قراره به یکی دیگه شریک بشم و شام دعوت کنم که همه ی پولهام خرج نشه..تازه همه بهم میگن شریک بشیما یکی هم گفته پولهامو بدم ساختمان بسازه ،ولی  با بابام که مشورت کردم گفت قبول نکن ضرر میکنی. تازه دلتون آب دیروز هم یکی از مسئولین محترم استان  زحمت کشیدن و منو با ماشینشون به کلاس رسوندن (چه کیفی داره با مسئولین همسفر شدن)...خوب دیگه  دیشب خیلی خسته بودم نتونستم بنویسم به خواهریم گفتم صبح برام  وارد وبلاگم کنه به جای اون زحمتهایی که قبلا براش میکشیدم

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1384/01/31ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط نفیس  | 

تجلیل از قهرمانان
سلام از همه ی دوستان که به من سر زدن خیلی خیلی ممنونم ،روز ۴شنبه که از مدرسه برگشتیدم که خیلی هم خستیده بودم تا وارد شدم ماجون بهم گفت یک خبر خوب . میدونین چی گفت؟اون گفت :تربیت بدنی روز ۲شنبه میخواد ا ز قهرمانان کشور تجلیل کند آخه من هم امسال  توی مسابقات کشوری (اسکیت سرعتی ) در رده ی سنی خودم مقام اول رو گرفتم .حالا چی  بهمون میدن خدا می دونه می ترسم خیلی پولدار بشم ندونم با پول هام چیکار کنم . شما به من بگین که من با این پولها چیکار کنم؟
2 نوشته شده در  جمعه 1384/01/26ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط نفیس  | 

سلام...من فسقلی که حدود ۹ سال سن دارم از امروز وارد  عضو وبلاگنویسان شدم امیدوارم منو هم در جمع خودتون قبول کنید .تازه اینم بگم که یکی به ایشونها اضافه شد(قابل توجه بعضیها).اون قدیما  یه نفر وقتی میخواست وبلاگشو به روز کنه  به من میگفت بیا تایپ کن ،نشستم پیش خودم فکر کردم چرا خودم وبلاگ نداشته باشم؟مگه چمه؟از کی کوچیکترم؟حالا درسته بهم میگن فسقلی ولی اونقدرها هم فسقلی نیستم که صدام میزنن.میدونم زورش میگیره وقتی منو میبینن. واسه همین از ماجون کمک گرفتم و برام یه وبلاگ بسازه .خوب وبلاگنویسی  رو با یه شعر از حافظ شروع میکنم.

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد***وان راز که در دل بنهفتم به در افتاد

2 نوشته شده در  دوشنبه 1384/01/22ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط نفیس  |